غزلغزل، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

دختر آرزوهای من

تجربيات تلخ و شيرين بارداري من

1389/11/25 0:26
نویسنده : مامان غزل
1,497 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

پارسال همین ماه بود که رفتم ازمایش بارداری دادم خیلی هیجان زده بودم عصر همان روز بود که رفتم وجواب ازمایش را گرفتم وقتی که جوابو دستم داد انتطار داشتم که مثل توی فیلما بگه خانم جواب ازمایش مثبته وقتی سکوت خانم منشی رو دیدم یه نگاهی به ازمایش انداختم دیدم که سر در نمییارم بنابراین به خانم منشی گفتم  ببخشید جواب ازمایشم چیه دیدم گفت مثبته من هم که کمی حول شده بودم گفتم یعنی که حامله ام...وقتی از بارداریم مطمئن شدم با یه احساس عجیبی رفتم وجوابو به مجید هم گفتم  ...... .خلاصه ظرف کمتر از ۲ هفته خبر به گوش همه رسید و خونوادهامون خیلی خوشحال شدند.

اویل خیلی حالت تهوع داشتم از بوی غذا حالم بد میشد خسته و کسل شده بودم .اگه ۵ دقیقه دیر تر غذا میخوردم اشتهام کور میشد و حالت تهوع میگرفتم بنابراین به محض اینکه احساس ضعف میکردم سریع  یه چیزی میخوردم .تو کتاب ریحانه بهشتی خوندم که نباید به پشت بخوابم بنابراین از همون ماههای نخست  همش به پهلو میخوابیدم و تو خواب هم غلط نمیزدم پا میشدم میشستم و از یه پهلو به پهلوی دیگه جا به جا میشدم.خلاصه خیلی رعایت میکردم دلم لک زده بود که یه لحظه تخت بخوابم یه دوست دارم که اون هم به فاصله یه ماهو نیم از من بار دار شد بنابراین بعضی وقتها با هم میرفتیم دکتر برای چکاپ ماهیانه.اولین باری که رفتم سونوگرافی فکر میکنم ۱۲ هفته ام بود قرار بود بریم قزوین خونه یکی از دوستامون تا به اتفاق هم بریم تهران عقد کنان یکی دیگه ازدوستان.به خاطر همین دکتر گفت برو سونو گرافی اگه مشکلی نداشتی میتونی بری مسافرت وقتی رفتم سونوگرافی دکتر گفت همه چیز طبیعه وقتي که برای اولین بار گفت که جنين ضربان قلب داره از شدت خوشحالی دوست داشتم فریاد بکشم و خانم دکترو ببوسم.

بنابراین  اولین سفر دوران بارداری مو به اتفاق مجید رفتم.اما با کمی ترس ودلهره.....با اينكه حالم كمي خوب نبود اما خیلی خوب بود  وبهمون خیلی خوش گذشت اون روزا یه تقویمی داشتم و هر هفته که میگذشت توش یاد داشت میکردم  هر روز تقويمو ميسياوردم و حساب ميكردم كه چند روز ديگه مونده .۴ ماهه بودم که با مامانم رفتم تا برای تعیین جنسیت سونوگرافی انجام بدم اقای دکتر که گفت دختره خیلی خوشحال شدیم اخه من عاشق دخترم{البته اولین چیز سلامتیه نه جنسیت} .

روزها که میگذشت سنگین تر میشدم و زانو درد و مچ درد گرفته بودم از یک طرف دوست داشتم که سریع بگذره و از یه طرف از بارداری ترس داشتم و هزار فکر وخیال دیگر.سعی میکردم که هر روز سیب بخورم چون میگن سیب توی بارداری خیلی مفیده.همیشه میرفتم تو سایتهای مربوط به بارداری و اطلاعات تازه کسب میکردم.

یه روز جمعه بعد از ظهر خانوادگی رفتیم تو طبیعت و عصرانه خوردیم تو راه برگشت احساس خارش شدیدی تو بدنم داشتم با خودم گفتم که شاید پشه نیشم زده چشمتون روز بد نبینه شب تمام بدنم جوش زد از شدت خارش نمیتونستم خودمو کنترل کنم و خودمو میخواروندم حتی مجید بهم گفت پاشو تا بریم دکتر من هم زیر بار نرفتم وگفتم که تحمل میکنم چون دارو نمیتونم مصرف کنم خلاصه تا صبح بدتر شد تا صبح من  یه لحظه هم نخوابیدم و خودمو میخاروندم صبح که شد خودمو تو ایینه نگاه کردم و دیدم که لب وپلکهام ورم کرده سراسیمه مجید رو از خواب بیدار کردم و گفتم که باید بریم دکتر با خودم گفتمکه حتما دچار مسمومیت حاملگی شدم .به همراه مجید وبابام ومامان مجید رفتیم دکتر البته بابام چون پرستاره گفت که احتمالا حساسیته من هم که خیلی نگران نی نیم بودم کمی اروم شدم .دکتر که رفتیم فشارمو گرفت و او هم گفت که حتما حساسیت به خوراکی یا ادویه است .ظهر همون روز خوشبختانه حالم خوب شد اما خیلی بهم سخت گذشت بعد از اون روز تصمیم گرفتم که غذای ادویه دار ونمک به هیچ عنوان نخورم.۳ ۴ روز مونده بود به تاریخ زایمانم که هر روز پیاده روی میرفتم  تا اسان زایمان کنم.البته خودم سزارین رو ترجیح میدادم اما اطرافیان میگفتند که سزارین خوب نیست و الکی نرو زیر تیغ جراحی واز این حرفها ...بالاخره ساعت ۹.۳۰ دقیقه صبح جمعه به علت پاره شدن کیسه اب بستری شدم  بیمارستان اما به علت عدم پیشرفت زایمان ساعت ۱۲.۳۰ سزارین شدم

درطول بارداري

براي صبور شدن كودك خود:هر روز دستتان را روي شكمتان گذاشته وسوره والعصر رابخوانيد.

براي بالا رفثن ضريب هوشي كودكتان:هر روز مقداري كندر بجويد ودر ۳ ماهه سوم امگا ۳ بدون جيوه مصرف كنيد.هفته اي ۳ بار ماهي {پرورشي  }وميگو بخوريد                                                                

به دليل فشاري كه رحم بزرگ بر روي رگهاي رساننده خون به جفت و رحم وارد مي سازد توصيه ميشود به پهلو ها بخصوص پهلوي چپ استراحت نماييد

 براي جلوگيري از ترك روي شكم وپهلو هر روز به وسيله ي پمادهاي مخصوص يا روغن زيتون يا روغن بادام پهلوها وشكم خود را چرب كرده ماساژ دهيد         

براي جلوگيري از ريزش مو وسست شدن استخوانها ودندانها:در مصرف مواد لبني بكوشيد

اغلب سستي استخوان وگرفتگي قلب وبه ضعف رفتن دست وپاي زن حامله به علت كمبود مواد اهكي است كه با مصرف شير اين عارضه از بين ميرود

از خوردن مواد غذايي كه سبب خونريزي حيض ميشود خودداري كنيد:مانندكنجد ولوبيا پرهيز از خوردن نمك و ادويه جات

براي جلوگيري از زردي در نوزاد:از ماه ۸ بارداري روزي ۱ استكان عرق كاسني بنوشيد.نوشيدن شربت خاكشير هم مفيد است

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)